انحصاربخشی به دلار در مراودات مالی، تضعیف آگاهانه پول ملی است
به گزارش وبی کارت، چرا باید به دلار که ابزار اصلی فشار دشمن و رقیب استراتژیک پول ملی است، در داخل مرزهای اقتصادی کشور حاکمیت داد؟
یادداشت مهمان، سیدمحسن موتورچی- کارشناس حوزه اقتصاد: مدیران دولتی و شرکتهای بزرگ صنعتی، بخصوص آنهائی که از منابع ملی و یارانه های عظیم انرژی بهره مند هستند و مواد اولیه خودرا از داخل کشور تامین می کنند، نباید قیمت محصولات غائی خودرا با نوسانات هیجانی دلار در بازارهای غیررسمی و کانال های تلگرامی تطبیق دهند. این رویکرد که در آن هزینه تولید با ریال یارانه ای پرداخت می شود اما قیمت فروش با دلار آزاد محاسبه می گردد، مصداق بارز گران فروشی و ظلم در حق مصرف کننده داخلی است. وقتی فولاد، پتروشیمی و سیمان که با برق و گاز تقریبا رایگان تولید شده اند، بر اساس نرخ ارز در بازارهای سفته بازی قیمت گذاری می شوند، عملا تورم وارداتی به کالاهایی که هیچ وابستگی ارزی ندارند هم سرایت می کند و سفره مردم بی جهت کوچک می شود.
این پدیده که می توان از آن به عنوان دلاریزه کردن ذهنی اقتصاد نام برد، نوعی خودتحریمی خطرناک تر از تحریم های خارجی است. چرا باید به دلار که ابزار اصلی فشار دشمن و رقیب راهبردی پول ملی است، در داخل مرزهای اقتصادی کشور حاکمیت داد؟ هر بار که یک مدیر صنعتی یا سیاست گذار، مبنای محاسبات خودرا دلار قرار می دهد، عملا میخی بر تابوت ارزش ریال می کوبد. این انحصاربخشی به دلار و تبدیل آن به تنها سنجیه ارزش در ذهنیت جامعه، موجب می شود که حتی در قسمتهایی که هیچ ارتباطی با تجارت خارجی ندارند، تورم ارزی بازتولید شود و اقتصاد کشور بطور کامل به نوسانات یک ارز متخاصم شرطی شود.
در مدیریت کلان اقتصادی، گاه خطاهای راهبردی رخ می دهد که صدمه آن از صدها قطعنامه تحریمی بیشتر است و تقویت رقیب در خانه، بزرگ ترین این خطاها است. تاریخ اقتصادی جهان درسهای بزرگی در این مورد دارد؛ ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۳۳ میلادی، زمانی که متوجه شد طلا به عنوان یک دارایی امن، رقیب دلار شده و مردم به جای نگهداری اسکناس به ذخیره طلا روی آورده اند، با فرمانی اجرائی نگهداری طلا را برای شهروندان ممنوع کرد و آنرا از دست مردم جمع آوری کرد تا به دلار شخصیت و انحصار ببخشد. آنها رقیب پول ملی خودرا حتی اگر طلا بود حذف کردند، اما ما در چرخشی عجیب، با دست خودمان برای ریال رقیبی بی رحم به نام دلار تراشیده و به آن رسمیت داده ایم.
این وابستگی خودخواسته به دلار که ریشه در پذیرش هژمونی مالی غرب دارد، برای کشوری مانند ایران که در خط مقدم جنگ اقتصادی می باشد، یک دام راهبردی بحساب می آید. زمانی که شریان های حیاتی اقتصاد به ارزی متصل می شود که شیر فلکه آن در واشنگتن است، عملا کنترل اقتصاد از دست سیاست گذار داخلی خارج می شود. اما تجربیات نوین جهانی نشان میدهد که این مسیر بن بست نیست و خروج از آن نه تنها ممکن، بلکه بسیار مفید می باشد. مروری بر تجربه کشورهایی مانند روسیه در سالهای اخیر نشان میدهد که می توان با قطع وابستگی به پیامرسان های مالی غربی مانند سوئیفت، اقتصاد را سرپا نگه داشت و حتی آنرا در مقابل تکانه ها مقاوم تر کرد.
برخی کشورها که تحت شدیدترین تحریم های غرب قرار گرفتند، به جای تلاش بیهوده برای بازگشت به نظم دلاری، خودرا از آن جدا کردند و با تشکیل کانال های تسویه دوجانبه و استفاده از ارزهای ملی، مسیر تجارت خودرا تغییر دادند. آمارها نشان میدهد که بعد از قطع دسترسی روسیه به سوئیفت، حجم مبادلات این کشور با چین و هند با ارزهای ملی چندین برابر شد و بر خلاف پیش بینی ها، اقتصاد این کشور فرو نپاشید. این تجربه اثبات کرد که سوئیفت و دلار، اکسیژن حیات نیستند که بدون آنها تنفس اقتصادی قطع شود، بلکه ابزارهایی هستند که می توان جایگزین های امن تری برای آنها طراحی کرد.
شکستن این بت ذهنی و حقیقی، نه تنها ایران را از نوسانات ارزی نجات می دهد، بلکه الگویی برای سایر کشورهای مستقل خواهد شد تا به سمت یک نظام مالی چندقطبی حرکت کنند. امروز خیلی از کشورهای درحال توسعه از سلاح شدن دلار به ستوه آمده اند و بدنبال پیشرویی هستند که جسارت خروج از این ساختار ناعادلانه را داشته باشد و مسیر جدیدی را باز نماید.
این راهبرد، ماهیتی فراتر از یک اصلاح اقتصادی دارد و یک حرکت انقلابی در حوزه ژئوپلیتیک است. رهایی از سلطه دلار، اقتدار و آبروی ریال را بازمی گرداند و قدرت خرید مردم را احیا می کند. تا آن زمان که واحد محاسبه دارایی ها و نرخها در کشور دلار باشد، سعی برای کنترل تورم مانند آب در هاون کوبیدن است. بازگشت به ریال به عنوان تنها واحد ارزش گذاری و مبادله، پیش شرط اصلی برای بازسازی اعتماد عمومی و ثبات قیمت هاست.
علاوه بر ابعاد داخلی، ایران با پیشگامی در این راه می تواند خودرا به عنوان یکی از معماران جهان چندقطبی جدید مطرح کند. اتصال شبکه های پرداخت ملی به کشورهای همسایه و شرکای راهبردی، ایجاد پیمان های پولی و راه اندازی بازارهای تهاتری مدرن، ابزارهایی هستند که می توانند حصار تحریمها را بی اثر کنند. تحریم تنها زمانی کارآیی دارد که هدف، به نظام مالی تحریم کننده وابسته باشد؛ با قطع این بند ناف، ابزار تحریم کند و بی اثر خواهد شد.
بخش بزرگی از تورم موجود در کشور، نه ناشی از کمبود کالا، بلکه ناشی از انتظارات تورمی گره خورده با دلار است. شرکتهای دولتی و خصولتی باید پیشگام شوند و با خروج از قیمت گذاری دلاری، زنجیره نرخها را در داخل کشور قطع کنند. نمی شود ادعای جنگ اقتصادی داشت اما مهمات دشمن یعنی دلار را در ترازنامه های شرکتهای ملی مبنا قرار داد. این دوگانگی باید پایان یابد تا اقتصاد بتواند نفس بکشد.
تغییر ریل از اقتصاد دلاری به اقتصاد ریال محور، کلید عبور از دوران سخت تحریمها و ساختن آینده ای مستقل و شکوفا است. این مسیر باآنکه در ابتدا با مقاومت ذی نفعان تورم و کاسبان دلاری مواجه خواهد شد، اما تنها راهی است که می تواند رفاه پایدار را برای ملت به ارمغان آورد و استقلال سیاسی کشور را با استقلال اقتصادی تکمیل کند. احیای پول ملی، احیای هویت ملی در حوزه اقتصاد است.
حرف آخر اینکه تاریخ اقتصادی جهان درس های بزرگی در این مورد دارد؛ ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۳۳ میلادی، زمانی که متوجه شد طلا به عنوان یک دارایی امن، رقیب دلار شده و مردم به جای نگهداری اسکناس به ذخیره طلا روی آورده اند، با فرمانی اجرائی نگهداری طلا را برای شهروندان ممنوع کرد و آن را از دست مردم جمع آوری کرد تا به دلار شخصیت و انحصار ببخشد. علاوه بر ابعاد داخلی، ایران با پیشگامی در این راه می تواند خودرا به عنوان یکی از معماران جهان چندقطبی جدید مطرح کند. این مسیر اگرچه در ابتدا با مقاومت ذی نفعان تورم و کاسبان دلاری مواجه خواهد شد، اما تنها راهی است که می تواند رفاه پایدار را برای ملت به ارمغان آورد و استقلال سیاسی کشور را با استقلال اقتصادی تکمیل کند.
این مطلب را می پسندید؟
(0)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب